تبليغاتX
حسینیه اهل بیت
بــه بــالای دسـت عــــلی دسـت نــیـست تــــــو کـه زیـر دسـتی بـــگو یــا عـــلی

                       بسم الله الرحمن الرحیم.

خیلی دلم گرفته است . به هرکجا که نگاه میکنم جای خالی یه کسی را می بینم که انگاری سالهاست می شناسمش ولی احساس میکنم به اندازه عشقی که به او دارم از او فاصله داشته وروز به روزهم ازشون فاصله میگیرم .

نمیدونم چکار کنم؟ فقط آدرسش رو  ؛ از اون کسانی که یقین  دارم راه راست را نشونم میدن ؛ بارها و بارها پرسیدم و شنیدم.

اساتیدم بارها بهم گفتن که  چند چیزه  من را از اون یوسف گم گشته دورتر و دورتر میکنه .

{یکی گناه ودیگر  عدم شناخت به او  و بی معرفتی} .

 البته بارها وبارها توی جلساتی که به نامش برپا میکنن قول مردونه دادم بااعمال زشتم اذیتش نکنم ولی ....!!!

 از بی معرفتی هم که اصلا حرفش رو نزن!

 من خودم رو رئیس بی معرفتها می دونم . آخه چرا سرخودم رو معرفتها ه او  و  کلاه بگذارم ؟!

مگه میشه آدمی که معرفت داره وادعای عاشقی می کنه کارهایی رو بکنه که به دشمنان معشوقش شبیه تره باشه تا دوستانش؟

نمیشه که همیشه  فیلم بازی کرد! آخرش  یه روز همه مشتها مون بازمیشه و خلاصه اینکه  آبروی کاذبی که یه عمر واسه خودم درست کردم میره . آخه مردم   امروز نفهمندکه چکاره ام ؛ فردا که  میفهمند.

تا یادم میاد اون حیوون صفتای 1400 سال پیش که همچو سگان وحشی  به درب خانه  مولایم حمله ور شدند و با  هیزمهای حقد  و کینه شون  چنان اتشی را برافروختند که هنوز که هنوز است قلب هر منصفی را می سوزاند را یه عمره  لعن و نفرین می کنم ولی همیشه یک سوال هم برام هست که :

راستی مگه آتیش زدن درب خونه مولی فقط با هیزم و اتش و دود است که کسی را ملعون الی الابد میکنه !؟

خداوکیلی آتش به درب خونه مولی زدن با  خون به دل و قلب مولی کردن فرقی داره ؟  و  روزی هزار بار با گناه کردن  ویا ترک عبادات و وظائف ؛ دل مولی را آتش زدن و اشک او را ریختن مصداق (اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وال محمد  واخر تابع له علی ذالک ) نیست؟!  دل آتش زدن بدتر از درب خونه آتیش زدن نیست؟

  این روزها هرجا و هرکسی رو می بینم برای عزیزترین عزیزهای خدا سیاه پوش و عزادارند . این روزها ست که آدم میفهمه چقدرمعشوق و مولامون  عاشق داره  که من و امثال من توی اونا گـُم ِگـُمیم! راستش را بخوای من که سیاه پوش شدم خجلم ازبارها  آتش زدن قلب مولای داغدارم ! از یه طرف برای مادر مضروبه اش گریه می کنم و تموم ظالمین به او را لعن می کنم واز طرفی یه جورایی دیگه دل مولایم را خون می کنم ! نمیدونم چه خاکی به سرم کنم از این دو رویی !

چندروزپیش رفته بودم توی یه تکیه ای که داشتن آماده اش میکردن برای فاطمیه که  جلسه عزاداری عزیز رسول خدا بی بی فاطمه سلام الله علیها را بگیرن .

دیدم هرکسی هرکاری میتونه انجام میده  تا که کارها زودتر تموم بشه بلکه سریع تر بتونن جلسه را برای عزاداری آماده اش بکنن . همینطور که سرک میکشیدم دیدم استاد بنا با شلنگ تراز و نخ و ریسمان و شاغولش دائما سر و کارداره و با انها اندازه میگیره که کار درست پیش رفته یانه ! رفتم توی فکر !!!

به خودم گفتم ببین ! یه دیوار می خوان بالا بکشن اینهمه حساب و کتاب و دقت و اندازه گیری و فوت و فن داره !

راستی اگه بخوای خودت رو اندازه بزنی که درست تا حالا بالا آمدی یا نه ؟ شاغولت چیه ؟ ریسمون و شلنگ ترازت چیه ؟ چطور می خوای بفهمی کج رفتی بالا یا صاف ؟ توی همین فکر ها بودم که دیدم سرپرست تکیه وارد شد. و بعداز سلام و علیک و خوش امدید      به استاد بنا {حالا یا روی شوخی ویا جدی نمیدونم ؛} گفتش : حاج کاظم دیوار شکم نده خدای نکرده روی سر مردم واژگون بشه ها!؟

استاد بنا که عرق از سرو چونش می ریخت یه نگاه پر معنایی بهش کرد و شاغول رو  داد دستش و گفت : حاج اصغر بسم الله .  حاج اصغر گفت یعنی چی؟  چه کار کنم ؟ حاج کاظم بنا گفتش . هرکس هرچی بگه بی خود می گه؟ اون کسی که حرف اول و آخر می زنه این شاغوله!

امتحان کن ببین دیوار صاف رفته بالا یا کج ؟ شکم داده یا نه؟

حاج اصغر بیچاره که سرخ و زرد شده بود هرچی می خواست از این کار دربره نشد که نشد . استاد بنا ول کن نبود که نبود ! گفت یه حرف حسابی زدی و می خوای بدون امتحان بری ؟ محاله ! یالله !

کاری ندارم اخر الامر خود حاج کاظم بنا شاغول رو گرفت و یکی یکی به ما نشون داد و ثابت کرد که کارش  بیست بیستِ !

من که داشتم دیونه می شدم . وجدانم هی توی گوشم می گفت اگه همین الان امام زمانت سر برسه و بهت بگه دیواراعمال زندگیت را صاف بالا آوردی یا کج ؟ چه جوری  توجیه کنم ؟ فقط می تونم بگو که اقا شرمنده ام!

وجدانم به من میگه : تا اقا ظهور نکرده شرمنده ام بگی بد نیست ولی باید جبران کنی ولی این رو بدان که وقت ظهور گفتن شرمنده ام فائده ای نداره ها ! !

وجدانم می گفت :  باورکن هرکجای این دنیارا نگاه کنی برای تربیت تو  خلق شدن  و دارن فریاد میزنند ( فاین تذهبون؟) کجا دارید می روید؟ چه کار دارید می کنید ؟  خلاصه کلافه کلافه ام .

این ایام  هم که سالگرد شهادت مادر مظلومه اش حضرت زهراء سلام الله علیهاست .

حالا چگونه به مولایم امام زمان روحی فداه عرض تسلیت بگویم نمی دونم؟

میترسم آقا بهم بگه : بنده خدا تو خودت بارها وبارها  دلم  رو آتیش زدی ! حالا اومدی به من تسلیت بگی؟ولی از طرفی هم می بینم اون اقایی که من تاحالا وصفش رو از بزرگان شنیدم خیلی مهربونتر از اونیه  که فکرش رو می کنم . آخه آقام پسر فاطمه است . وقتی مادرشون پیراهن نو عروسی خودش رو به سائل و گدا می بخشه چطور فرزند عزیزش مثل مادر عفو و بخشش نداشته باشه ؟ محاله !

تازه من شنیدم که ؛ هرچه خوبان همه دارند او تنها داره .

یعنی خلق خوش پیامبر(ص) و شجاعت حیدرو بخشش فاطمه و کرم حسن و رشادت حسین و خضوع سجاد و علم باقر و بیان صادق و حلم کاظم ورضا صفتی  امام هشتم و جود جواد و معرفت هادی و غربت پدرش امام عسگری و صبوری عمه اش زینب و همه خوبی های عالم را اقای نازنینم امام زمان یکجا داره .

مگه میشه پدرشون علی علیه السلام  شیر را برای قاتل خویش ابن ملجم ملعون بفرسته ولی فرزند برومندش با ما گنهکاران مدارا نکنه !

بی رودربایستی تصمیم گرفتم توی این ایام فاطمیه  ( سالگرد شهادت حضرت زهراء سال 1387)   خودم رو برای یه آشتی کنان حسابی و جانانه آماده کنم . خیلی هم امیدوارم که مولایم همه مار ا می پذیره انشاء الله . توهم از قافله آشتی با امام زمانت عقب نباش .

 بسم الله را بگو و گیوه همت را بالا بکش و با یک یا زهراء  بیا زیر پرچم حضرت مهدی موعود  و  داد بزن و بگو :    {آجرک الله فی مصیبة امک }

                 اللهم عجل لولیک الفرج .

                               امین.

  

 

 

+ نوشته شده در  بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت   توسط ابـو علی موسـوی اصفـهانی  | 



فاطمیه آمدوآن مونس و همدم کجاست؟ شمع میپرسد ز پروانه گل نرگس کجاست؟

در عزای مادرت یابن الحسن یکدم بیا ، تا نپرسد این جماعت بانی مجلس کجاست

.

.

.

ای تاج سر عالم و ادم زهرا / از کودکیم دل به تو دادم زهرا

ان روز که من هستم و تاریکی قبر / جان حسنت برس به دادم زهرا . . .

.

.

.

در زمانیکه زمان یاد ندارد چه زمان / و مکانیکه مکان یاد ندارد چه مکان

دل من در بی یک واژه ی بی خاتمه بود / اولین واژه که آمد به نظر فاطمه(س)بود

.

 

.

.

دلم را با غم مادر نوشتن / غبار چادر خاکی نوشتن

 

خدا بر بیرق عشاق زهرا(س) / نوشت این طایفه شاه بهشتند . .

.

.

.

غُربت آبادِ دیار آشناییها، بقیع!

همدم دیرینه غم هاى ناپیدا بقیع!

در تو حتّى لحظه ها هم بى قرارى مى کنند

اى تمام واژه هاى درد را معنى، بقیع!

******

اللهم العن جبت و الطاقوت




+ نوشته شده در  سی و یکم فروردین 1391ساعت   توسط ابـو علی موسـوی اصفـهانی  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

یَا مُمْتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ

صَابِرَهً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ

أَبُوکِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِیُّهُ‏ فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ

إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَیَتِکِ‏

اَلسَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ‏

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ حَبِیبِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَلِیلِ اللَّهِ‏

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ صَفِیِّ اللَّهِ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِینِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ‏

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلاَئِکَتِهِ‏

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ الْبَرِیَّهِ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَهَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ‏

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَهَ وَلِیِّ اللَّهِ وَ خَیْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ‏

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَهُ الشَّهِیدَهُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الرَّضِیَّهُ الْمَرْضِیَّهُ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَهُ الزَّکِیَّهُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّهُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا التَّقِیَّهُ النَّقِیَّهُ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَهُ الْعَلِیمَهُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَهُ الْمَغْصُوبَهُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَهُ الْمَقْهُورَهُ

السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَهُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکِ وَ عَلَى رُوحِکِ وَ بَدَنِکِ‏

أَشْهَدُ أَنَّکِ مَضَیْتِ عَلَى بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّکِ وَأَنَّ مَنْ سَرَّکِ فَقَدْ سَرَّرَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ جَفَاکِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ آذَاکِ فَقَدْ آذَى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ وَصَلَکِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ قَطَعَکِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

لِأَنَّکِ بَضْعَهٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّذِی بَیْنَ جَنْبَیْهِ کَمَا قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏

أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلاَئِکَتَهُ أَنِّی رَاضٍ عَمَّنْ رَضِیتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَیْهِ‏

مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَیْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَیْتِ‏ مُبْغِضٌ لِمَنْ

أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ وَ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیداً وَ حَسِیباً وَ جَازِیاً وَ مُثِیباً



+ نوشته شده در  هفدهم فروردین 1391ساعت   توسط ابـو علی موسـوی اصفـهانی  | 

الهی ! لا تزع قلوبنا ، بعد اذ هدیتنا.


 يا هادى ! اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لا الضالين.

اللهم ادخل علي اهل القبور السرور

 اللهم اغن کل فقير

اللهم اشبع کل جائع

 اللهم اکس کل عريان

اللهم اقض دين کل مدين

 اللهم فرج عن کل مکروب

اللهم رد کل غريب

 اللهم فک کل اسير

اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمين

 اللهم اشف کل مريض

اللهم سد فقرنا بغناک

 اللهم غير سوء حالنا بحسن حالک

اللهم اقض عنا الدين و اغننا من الفقر

 انک علي کل شيئ قدير



برچسب‌ها: سال نو, 1391, وبلاگ حسینه اهل بیت
+ نوشته شده در  سوم فروردین 1391ساعت   توسط ابـو علی موسـوی اصفـهانی  | 

همزمان با ولادت پر برکت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله

وبه همت فرزند بزرگوار آیت الله دهسرخی (قدس سره)

حضرت حجة الاسلام سید صادق دهسرخی

کتابخانه عمومی حضرت آیت الله دهسرخی در قم تأسیس شد.

در طی مراسمی ظهر جمعه که مصادف با سالروز ولادت پیامبر گرامی اسلام حضرت

محمد(صلوات الله )بود باحضور برخی از اساتید حوزه ومسولین استان قم

افتتاح گردید.

این کتابخانه در زمینی به مساحت ۱۵۰متر مربع و با گنجایش بیش از ۱۵۰۰۰ جلد کتاب

در خیابان عمار یاسر قم کوچه ۵ کوجه ۱۱ پلاک ۱۰۷ احداث گردید.


این کتابخانه همه روزه از ساعت ۴ عصر الی ۸ شب دایر میباشد و استفاده برای عموم آزاد

و عضویت آن رایگان میباشد .

سيستم كتابخانه به صورت باز بوده و در ساعات کاری  آماده استقبال از طلاب

دانشجویان دانش آموزان محققين وپژوهشگران علوم اسلامى مى باشد.



برچسب‌ها: کتابخانه, آیت الله دهسرخی, در قم
+ نوشته شده در  بیست و ششم بهمن 1390ساعت   توسط ابـو علی موسـوی اصفـهانی  | 


روحــت شـاد




بمناسبت اولین سالگرد

فقیه اهلبیت محدث کبیر علامه حضرت آیت الله سید محمود دهسرخی (قدس سره)
مجلس گرامی داشت آن عالم وارسته در اولین شب جمعه ماه ربیع الاول 6 بهمن 1390بعد از نماز مغرب وعشاء,در شهر مقدس قم,خیابان ارم، گذرخان, مسجد امام رضا (علیه السلام) برگزار میگردد .به همین منظور از عموم دوستداران مکتب اهلبیت (علیه السلام) برای شرکت در این مراسم دعوت بعمل می آید...

سید حسین دهسرخی

التماس دعا



برچسب‌ها: اولین سالگرد_آیت الله دهسرخی_ قم المقدسه
+ نوشته شده در  سوم بهمن 1390ساعت   توسط ابـو علی موسـوی اصفـهانی  | 


عکس زیر بر روی قبر آیت الله دهسرخی در حرم حضرت معصومه گذاشته شد...



عکس زیر تصاویر پدر و برادران و برادر زاده آیت الله دهسرخی میباشد..





+ نوشته شده در  نهم شهریور 1390ساعت   توسط ابـو علی موسـوی اصفـهانی  | 

این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام

تبریک و تهنیت عرض می‌نمایم.

شادی روح علامه دهسرخی ( صلوات )




+ نوشته شده در  نهم شهریور 1390ساعت   توسط ابـو علی موسـوی اصفـهانی  |